بسه غم بسه اشك بسه دوري

بسه تنهاشدن با صبوري

اسمي از من نبود توي حرفات

عكسي ازمن نبود توي دستات

من فقط عاشقت بودمو بس

حس عشق مردودل شد مرخص

نميدوني عهدي رو كه بستم

توي تنهاييه دل  شكستم

باغماي زمونه شدم دوست

چيزي ازمن نمونده به جزپوست

يادمه زير بارونه نم نم

جوري حرف ميزدي كه بفهمم

عاشقي از تو قلبت پريده

وقت تنها شدن سر رسيده

قطره اشكي چكيد روي گونم

خسته از بازياي زمونم

خسته از عشقو اين حس مرده

هيشكي نيست كه ازعشق زخم نخورده

حيف من حيف عشقي كه داشتم

حيف عمري كه واست گذاشتم

راه ما ساده شد يك دوراهي

نه نبود حق من اين جدايي.....

[ سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ] [ 13:25 ] [ سینا ]
About

سلام بچه ها خوبین؟
به وبلاگ من خوش آمدید، من سینا هستم متولد پاییز 70 و اهل گرگان
امیدوارم از شعر هام خوشتون بیاد.
اگه دوس دارین من پیشرفت کنم خواهش میکنم انتقاد وپیشنهاداتونو بگین!!!!!

در ضمن شعر درخواستی هم میگم
کافیه قضیرو واسم بگین!
اگه ميشه بگین که دوست دارین اسم شعر چی باشه!!!
ممنون «سینا»
Blog Custom